لغت نامه دهخدا
نگه کن تا کجا بودی و اینجا
که آوردت در این بی در مدینه.ناصرخسرو.در بود مر مدینه علم رسول را
زیرا جز او نبود سزای امانتش.ناصرخسرو.آمدن صاحب اجل به سرایش
بر همه اصحاب کوی و قصر و مدینه.سوزنی.در مدینه قدس مریم یافتم
در حظیره انس حوا دیده ام.خاقانی.سعدی به عشقبازی خوبان علم نشد
تنها در این مدینه که در هر مدینه ای.سعدی.|| پرستار. ( مهذب الاسماء ). داه. ( منتهی الارب ). تأنیث مَدین. رجوع به مدین شود. || قلعه. رجوع به معنی اول شود. || شهر مبنی بر معظم زمین. ( منتهی الارب ). رجوع به معنی اول شود.
مدینة. [ م َ ن َ ] ( اِخ ) شهری است [ به عربستان ] خوش ومردم بسیار و روضه مقدس پیغمبر ( ص ) با بسیار صحابه آنجاست و از نواحی وی سنگ فسان خیزد که به همه جهان ببرند. ( حدود العالم ). از شهرهای مهم عربستان سعودی است. این شهر پس از مهاجرت پیغامبر اسلام از مکه بدانجا، موقعیت خاصی پیدا کرد و نامش از یثرب به مدینة النبی تبدیل یافت مرقد حضرت رسول در این شهر است و مطاف و زیارتگاه مسلمانان جهان است. شهر مدینه 50 هزار تن جمعیت دارد. فاصله آن تا بحر احمر 175 کیلومترو با جده 425 کیلومتر است. مدینه در واحه ای قرار گرفته که آب آن نسبةً فراوان است. بدین جهت میوه و غلات فراوان در آنجا کاشته میشود. در عصر پیغمبر و ابوبکر و عمر و عثمان و آغاز خلافت امیرالمؤمنین علی ( ع ) پیش از آنکه آن حضرت کوفه را مقر حکومت سازد، مرکز خلافت اسلامی بود. در حکومت امویان حکام مدینه از جانب خلیفه تعیین می شدند و در عصر عباسی نیز تا سال 248 هَ. ق. که محمد بن عبداﷲ طاهر از جانب المستعین به حکومت آن شهر تعیین شده بود جزء متصرفات عباسیان بشمار می آمد از سال 250 تا سال 923 که حکومت عثمانی آن شهر را تصرف کرد علویان از خانواده بنوالاَحیضِر و بنومهنا حکومت آنجا را بدست گرفتند. در سال 1219 وهابیان آن را تصرف کردند لکن محمد علی والی مصر به سال 1227 آن شهر را از ایشان پس گرفت. در سال 1335 هَ. ق. نیروهای شریف مکه بر آنجا دست یافتند و در سال 1343 هَ. ق. ( 1924 م. ) ابن سعود آن را تصرف کرد و جزو دولت عربستان سعودی گردید. نام های دیگر مدینه عبارت است از: مدینةالسماء. مدینه مشرفه. مدینةالرسول. مدینةالنبی. مدینه منوره. مدینه طیبه. مدینه مکرمه. حرم الرسول. دارالهجرة. قریةالانصار. اثرب. یثرب. یندد. تید. نیدد. نیدر. موفیه. بحیرة. طیبة. مسکینه. طابة. محبة. محبوبه. مجببة. حبیبه. مرحومه :