عفو
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
کثیرالعفو، بسیارآمرزنده و درگذرنده از گناه.
فرهنگ فارسی
۱ - ( مصدر ) از گناه کسی در گذشتن بخشودن گذشت کردن . ۲ - گذشت آمرزش : خندان بدویدند و گلوشان ببریدند بی هیچ عفو جستن بی هیچ ستغفار . ( بهار ) یا عفو عمومی . بخشودن همه گناهکاران و مجرمان ( سیاسی و غیر سیاسی ) . یا رقم عفو کشیدن . از گناه کسی در گذشتن بخشودن .
ناپدید گردیدن خانه کهنه و مندرس شدن خانه
دانشنامه آزاد فارسی
دانشنامه اسلامی
در صحنه زندگی اجتماعی بشر، کمتر کسی را می توان یافت که از عیب پاک بوده و از لغزش مصون باشد. اگر هم چنین افرادی پیدا شوند، بسیار نادرند؛ زیرا انسان همواره گرفتار کشمکش غرایز حیوانی و تمایلات عالی انسانی خویش است و هر کاری هم که از او سر می زند، فرایند نزاع این دو نیروست. پس به طور طبیعی، نمی توان انتظار داشت همه کارهای یک فرد درست و پسندیده باشد. هر کس به مقتضای حال خود کم و بیش لغزش هایی دارد.زیان ناشی از این لغزش ها، همیشه منحصر به خود انسان نمی شود، بلکه در مواردی گریبان دیگران را نیز می گیرد و موجودیّت و منافع آنان را به خطر می اندازد.به نظر شما با این گونه لغزش ها که گه گاه از این و آن سر می زند چه باید کرد؟اگر قرار باشد همه خطاکاران با هر وضعیّتی که دارند مجازات شوند و هر کس بخواهد آزار و اذیّت دیگری را تلافی کند و دیر یا زود از او انتقام بگیرد، چه پیش خواهد آمد و صحنه زندگی بشر را چه جهنّم سوزانی از خشم، کینه و نفرت فرا خواهد گرفت؟ اینجاست که سخن از مکارم اخلاقی و فضایل عالی انسانی به میان می آید و ارزش والای آنها مشخص می شود.عفو و گذشت یکی از این مکارم والا و بلکه به قول امام علی (علیه السّلام) تاجی زینت بخش بر سر همه آنهاست:«العفوُ تاجُ المکارِمِِ»
تعریف لغوی عفو
عفو به معنای گذشتن از گناه و ترک کیفر آن است و اصل و ریشه آن به معنی محو و نابودی است. ولی راغب در مفردات این معنی را ریشه اصلی نمی داند و معتقد است که عفو به معنای قصد گرفتن چیزی است و به همین مناسبت به وزش بادهایی که منجر به ویرانی و گرفتن چیزی می شود، این واژه اطلاق شده است و اگر به محو کردن، عفو اطلاق می گردد به خاطر این است که آن هم نوعی قصد برگرفتن چیزی است.
تعریف اصطلاحی عفو
امام صادق (علیه السلام) در تعریف عفو می فرمایند: عفو کردن و از تقصیر گذشتن با وجود قدرت و انتقام، طریقه پیامبران و متقیان است و معنی عفو آن است که هر گاه از کسی جرمی و تقصیری نسبت به تو واقع شود، پیِ او نروی و به او اظهار نکنی و از ظاهر و باطن فراموش کنی و احسان را به او زیاده تر از پیش کنی.
عفو در آیات
...
[ویکی اهل البیت] این صفحه مدخلی از فرهنگ قرآن است
عفوّ، از اسما و صفات خداوند متعال است و به معنای صرفنظر کردن از خطاهای بندگان و گناهان ضعیفان است.
این واژه در پنج مورد از قرآن مجید آمده است:
فرهنگ قرآن، جلد 20، صفحه 466.
[ویکی الکتاب] معنی عَفْوَ: حد وسط و اعتدال - افزون برنیاز و قابل صرفنظر کردن (کلمه عفو به معنای آن است که به سوی چیزی خم شوی ، تا آن را بگیری ، این معنای اصلی کلمه است لیکن در معانی آمرزش ، و محو کردن اثر ، واسطه شدن در انفاق و رعایت حد وسط و اعتدال (درعبارت "خُذِ ﭐلْعَفْوَ...
معنی عَفُوٌّ: بسیار آمرزنده ای که اثر گناه و اشتباه را نیز از بین می برد (کلمه عفو به معنای محو اثر است ، و کلمه مغفرت به معنای پوشاندن است )
معنی عَفَا: عفو کرد -گذشت (کلمه عفو به معنای محو اثر است ، و کلمه مغفرت به معنای پوشاندن است )
معنی عَافِینَ: عفو کنندگان (کلمه عفو به معنای محو اثر است و مغفرت به معنی پوشاندن)
معنی ﭐعْفُواْ: عفو کنید - در گذرید
معنی عُفِیَ: مورد عفو قرار گرفت
معنی ﭐصْفَحْ: عفو کن - نادیده بگیر
معنی ﭐصْفَحُواْ: عفو کنید - نادیده بگیرید
معنی ﭐعْفُ: عفو کن - در گذر
معنی عَفَوْنَا: عفو کردیم - درگذشتیم - گذشت کردیم(کلمه عفو به معنای محو اثر است ، و کلمه مغفرت به معنای پوشاندن است )
معنی تَعْفُواْ: که بگذرید - که گذشت کنید(کلمه عفو به معنای محو اثر است )
تکرار در قرآن: ۳۵(بار)
گذشت. بخشودن گناه. راغب گفته: عفو به معنی قصد گرفتن چیزی است گویند:«عَفاهُ وَ اعْتَفاهُ» او را قصد کرد برای اخذ آنچه نزد اوست. «عَفَا النَّبْتُ وَ الشَّجَرُ» علف و درخت قصد زیاد شدن کردند. در المیزان ذیل آیه 219 بقره پس از نقل قول راغب فرموده: «سپس عنایات کلامی باعث شده که این لفظ به معانی عدیده بیاید از قبیل بخشودن گناه، محو اثر و توسط در انفاق...» راغب عفو از ذنب را قصد ازاله گناه گفته است به نظر او تقریر . این است:«قَصَدَ اللَّهُ اِزالَةَ الذَّنْبِ عَنْکَ». به هر حال معنی معمول آن همان گذشت و بخشودن و نادیده گرفتن است مثل . . و چون پیوسته در قرآن با «عن» متعدّی شده حتماً باید آن را گذشت و چشمپوشی معنی کرد. عفّو: صیغه مبالغه است به معنی کثیرالعفو. . وآن ممجموعاًپنج بار در وصف حق تعالی آمده است. اکنون لازم است به چند آیه نظر کنیم: 1-. دقت در آیه نشان میدهد که «عَفَواً»به معنی کثرت در اموال است یعنی :گرفتاریها را به فراوانی و راحتی و امان مبدل کردیم تا آنها به فراوانی و وسعت رسیده و گفتند(وجود سّراء و ضرّاء امتحان نیست بلکه) پدرانمان نیز گرفتاری و راحتی دیدهاند و قرار دنیا همین است آنگاه فرماید:«فَاَخَذْناهُمْ بَغْتَةً». در آیه زیر که عبارت اخرای آیه فوق است جمله «فَتَحْناعَلَیْهِمْ اَبْوابَ کُِلّ شَیْءٍ»به جای «حَتَّی عَفَواْ» آمده است. . بنابراین «عَفَواْ»در آیه زیادشدن و به فراوانی رسیدن است. اهل تفسیر نیز آن را کثرت معنی کردهاند المیزان بعید نمیداند که «عَفَواْ» بهمعنی محو باشد یعنی با حسنه بعدی آثار سیئه گذشته را محو کردند... ولی نگارنده با استناد به آیه 44 سوره انعام که نقل شد معنی کثرت را ترجیح میدهم. 2- .ظاهر آن است که مراد از «یعفو الذی...» زوج است و مراد از عفو دادن تمام مهر است. یعنی در صورت تعیین مهر اگر قبل از دخول طلاق دادید نصف مهر را باید بدهید مگر آنکه زنان عفو کنند و نگیرند و یا مردی که عقد نکاح در دست اوست عفو کند و همه مهر را بدهد. گفتهاند: مراد از «یَعْفُوَالَّذی...»ولّی زن است ولی پس از نکاح که شوهر طلاق میدهد دیگر عقده نکاح در دست ولّی نیست بلکه در دست شوهر است که میتواند طلاق بدهد و ندهد. ولی در روایات کثیری ازائمه علیهمالسلام نقل شده که مراد از «بِیَدِهِ عُقْدَةُ النِّکاحِ» ولّی زن است که او نیز میتواند از مهر صرف نظر کند در این صورت مراد از آیه آن است که زوج باید نصف مهر را بدهد مگر آنکه زوجه و یا ولّی او گذشت کند در تفسیر عیاشی 8 روایت در این زمینه نقل شده است. به نقل المیزان در بعض روایات اهل سنت از رسول خدا«صلیاللَّهعلیهوآله» و علی «علیهالسلام» نقل شده که «اَلَّذی بِیَدِهِ عُقْدَةُ النِّکاحِ»زوج است . ناگفته نماند:میشود «بِیَدِهِ عُقْدَةُالنِّکاحِ» را شامل زوج و ولّی هردو دانست النهایه باید گفت: روایات بشّق دوم ناظراند. 3-. به قرینه آیه . مراد از «اَلعْفَوْ» حدّ وسط است یعنی تو را پرسند از چه انفاق کنند بگو: حدّ وسط و مناسب حال را انفاق کنید. گویا تعیین شیء انفاق شده مهم نبوده لذا در جواب از آن عدول و محل مورد لزوم بیان گردیده است. در روایات اهل بیت علیهمالسلام نیز حدّ وسط و کفاف نقل شده است در تفسیر عیاشی چهار حدیث در این زمینه آمده و در روایت عبدالرحمن، امام صادق «علیهالسلام» آیه «اَلَّذینَ اِذااَنْفَقُوا...» راکه نقل شد در آیه مانحن فیه تلاوت فرمودهاند.
ویکی واژه
perdono
بخشودن، گذشت کردن.
بخشایش، گذشت.
بخشایش