گیجی

لغت نامه دهخدا

گیجی. ( حامص ) پریشانی و پراکندگی خاطر. || خدارت حواس. || حیرانی و سرگشتگی. || حماقت. ( ناظم الاطباء ). این لغت در جای دیگر دیده نشد. رجوع به گیج شود.

فرهنگ فارسی

۱ - پریشانی حواس پراکندگی خاطر . ۲ - حیرانی سرگشتگی . ۳ - حماقت ابلهی .

فرهنگستان زبان و ادب

{dizziness} [پزشکی] احساس نااستواری همراه با احساس حرکت در سر

دانشنامه آزاد فارسی

گیجی (stupor)
در پزشکی، حالت نیمه بیهوشی. در این حالت، بیمار به سؤالات جواب های مبهم می دهد یا فقط تحریکات دردناک باعث هوشیاری او می شوند. اغما حالت عمیق تری از بیهوشی است که در آن به هیچ وجه نمی توان بیمار را بیدار کرد.

ویکی واژه

confusione
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم