لغت نامه دهخدا گذرا. [ گ ُ ذَ ] ( نف ) گذرنده : ما ریگ ته جوئیم شما آب گذرا. || موقت. زودگذر. بی اعتبار.
فرهنگ فارسی گذرنده، رونده( آب گذرا، جهان گذران )۱ - ( صفت ) گذرنده : ماریگ ته جوییم شما آب گذرا . ۲ - زود گذر موقت .
فرهنگستان زبان و ادب {transitive} [زبان شناسی] فعلی که مفعول بی واسطه می پذیرد متـ . متعدی فعل گذرا، فعل متعدی transitive verb