کنگره دار

لغت نامه دهخدا

کنگره دار. [ ک ُ گ ُ رَ / رِ ] ( نف مرکب ) شرفه دار. ( ناظم الاطباء ): شَرفاء؛ خانه کنگره دار. ( از منتهی الارب ).

فرهنگ معین

( ~ . ) (ص مر. ) دندانه دار.

فرهنگ فارسی

شرفه دار : شرفائ خانه کنگره دار

فرهنگستان زبان و ادب

{castellanus} [علوم جَوّ] ابری که در بعضی از قسمت های آن برجستگی های کومه ای به شکل برج های کوچک دیده می شود که به ابر نمای کنگره ای می دهد؛ این برج ها که ارتفاع بعضی از آنها از پهنایشان بیشتر است با یک پایۀ مشترک به هم مرتبط اند و به نظر می آید در ردیف هایی مرتب ...

دانشنامه عمومی

کنگره دار (ابر). کنگره دار ابری است که در بعضی از قسمت های آن برجستگی های کومه ای به شکل برج های کوچک دیده می شود که معمولاً به ابر نمای کنگره ای می دهد را کنگره دار ( castellanus ) می گویند.
این برج ها که بعضی از آنها ارتفاعشان بیشتر از پهنایشان است با یک پایه مشترک به هم مرتبط اند و به نظر می آید که در ردیف هایی مرتب شده اند؛ ویژگی قلعه مانند آن هنگامی که ابر از پهلو دیده شود آشکارتر است؛ این اصطلاح همراه با ابرهای پرسا، پرساکومه ای، فرازکومه ای و پوشن کومه ای می آید.
تشکیل کنگره معمولاً نشانه وزش باد در جهت های آشوبناک است.
ابرهای کنگره دار:
• فرازکومه ای کنگره دار ( Ac cas ) Altocumulus castellanus
• پرساکومه ای کنگره دار ( Cc cas ) Cirrocumulus castellanus
• پرسای کنگره دار ( Ci cas ) Cirrus castellanus
• پوشن کومه ای کنگره دار ( Sc cas ) Stratocumulus castellanus

ویکی واژه

دندانه دار.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم