لغت نامه دهخدا کارنگ. [ رَ ] ( ص ) صاحب طرب. ( جهانگیری ) ( برهان ) ( آنندراج ). || چرب زبان. ( جهانگیری ). چرب زبان و زبان آور. ( برهان ) ( آنندراج ). فصیح.
فرهنگ اسم ها اسم: کارنگ (پسر) (فارسی) (تلفظ: kārang) (فارسی: کارنگ) (انگلیسی: karang) معنی: کسی که آوای خوبی دارد، خوش نوا، زبان آور، صاحب طَرب، چرب زبان