ژول. ( ص ) پریشان و درهم. ( جهانگیری ). پریشان و درهم و آن را ژولیده گویند و ژولیدن مصدر آن است. ( آنندراج ). || ( اِ ) چین و شکنج و ناهمواری. ( برهان ). ژول. ( فرانسوی ، اِ ) واحد عمل الکتریکی است و آن عملی است که یک کولن با اختلاف سطح یک ولت انجام میدهد. ژول. ( اِخ ) جِیمز پرِسْکُت. نام فیزیک دان انگلیسی ، متولد در سالفرد ( 1818-1889 م. ).
فرهنگ معین
(اِ. ) ۱ - چین و شکن . ۲ - (ص . ) ژولیده ، پریشان .
فرهنگ عمید
۱. = ژولیدن ۲. (صفت ) آشفته و درهم، پریشان، ژولیده. ۳. (اسم ) چین و چروک، چین و شکنج. واحد اندازه گیری کار و انرژی معادل ۱۰۷ ارگ (ergs ) در ثانیه.
فرهنگ فارسی
۱ - چین و چروک چین و شکن . ۲ - ( صفت ) درهم پریشان . نام فیزیک دان انگلیسی متولد در سالفرد
دانشنامه آزاد فارسی
ژول (joule) یکای کار و انرژی در دستگاه بین المللی (SI)، با نماد J. بعضی از کمیت هایی که با این یکا اندازه گیری می شوند عبارت اند از انرژی پتانسیل، انرژی جنبشی، و انرژی الکتریکی. یک ژول انرژی تقریباً برابر است با مقدار انرژی لازم برای بلند کردن یک سیب از کف زمین و قرار دادن آن روی میزی به ارتفاع یک متر. یک ژول، بنابه تعریف، عبارت است از کار انجام شده یا انرژی منتقل شده با نیرویی یک نیوتونی، در فاصله ای به طول یک متر.همچنین، یک ژول برابر است با کاری که جریان یک آمپر، تحت اختلاف پتانسیل یک ولت در هر ثانیه انجام می دهد. یک وات توان، معادل انجام یک ژول کار در هر ثانیه است. کیلوژول معادل هزار ژول است. در اندازه گیری انرژی گرمایی، کالری جانشین ژول می شود؛ هر کالریمعادل۴.۲ ژول است.