چهار سوق
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
دهیست از دهستان مهربان بخش کبودر آهنگ شهرستان همدان .
دانشنامه آزاد فارسی
(یا: چهارسو؛ چارسو) فضایی در بازارهای ایرانی در محل تقاطع دو راستۀ بازار. به معنای «چهار بازار» است، که گاه با تسامح به صورت چهارسوق تلفظ می شود. چهارسوق، غالباً فضایی است گشاده با هندسه ای متمرکز (چندضلعی نزدیک به دایره)، ارتفاعی بیش از فضاهای مجاور، گنبدی شاخص، و ترکیبی ظریف و پرکار و مزیّن. چهارسوق نوعی فضای پخش و تصمیم گیری، و تضمین کنندۀ تنفس و تنوع در فضاهای متوالی بازار است. چهارسوی بزرگ تهران، در انتهای بازار مسگرها، بناشده در ۱۲۲۲ق (← مسگری)، چهارسوی کوچک تهران، در انتهای بازار بزازها، بناشده در ۱۲۴۳ق، چهارسوی بازار قیصریه در اصفهان، چهارسوی بازار لار، و چهارسوی بازار کرمان را باید از چهارسوهای مهم بازارهای ایران دانست.
ویکی واژه
چهار راه، تقاطع.
(مجاز): بازار، میان بازار.