پوشاندن
فرهنگ عمید
۲. در پرده کردن، پنهان ساختن.
۳. پرده پوشی کردن.
۴. روپوش روی چیزی کشیدن.
فرهنگ فارسی
( مصدر )۱-جامه بتن کسی کردنجامه در بر کسی کردن ملبس کردن در پوشانیدن.۲- پنان ساختن پرده پوشی کردن مخفی کردن . ۳-مستور کردن فرا گرفتن پوشاند : سبزه سراسر زمین را پوشانیده.۴-کسف.۵- تعیین کردن پشتوانه در بانک .
ویکی واژه
باعث پوششتن (پوشیدهشدن) چیزی توسط کسی شدن: پوشاندن لباس هه به فقیر هه کاری پسندیده بود.
پنهاندن: پوشاندن عیبهای مردم کار پسندیدهای است.
پوشیکدن؛ یه لایه روی چیزی کشیدن: پوشاندن شیرینی هه با شکلات یکی از رازهای خوشمزهشدناشان بود.
فعل انگیزی پوشیدن؛ کسی را به پوشیدن پوشاکی انگیزیدن (تحریک کردن): فقیر هه را لباس نو پوشاند.
محرک/انگیزنده پوشیدن پوشاکی شدن: لباس هه را به فقیر هه پوشاندم.
پنهاندن: علی همیشه عیبهای مردم را میپوشاند.
پوشیکدن؛ یه لایه روی چیزی کشیدن: شیرینیها را با شکلات پوشاندم.