پشمک

لغت نامه دهخدا

پشمک. [ پ َ م َ ] ( اِ مصغر ) مصغر پشم. || حلوائی است مشهور. ( برهان قاطع ). قسمی شیرینی. حلوائی که با کثرت ورزش و کشش چون موی و پشم سازند. نوعی حلوا یعنی شیرینی که بتارهای سپید از هم جدا باشد :
میکشد کشکک بچربی هر زمان مشتاق را
می برد پشمک بشیرینی دل عشاق را.بسحاق اطعمه.- پشمک قندی ؛ همان حلوای پشمک را گویند.

فرهنگ معین

(پَ مَ ) (اِمصغ . ) نوعی شیرینی از شکر و روغن بو داده که به شکل تارهای سفید و دراز شبیه پشم درست کنند.

فرهنگ عمید

نوعی شیرینی، به شکل تارهای سفید دراز شبیه پشم، که از شکر درست می کنند.

فرهنگ فارسی

نوعی شیرینی ازشکربه شکل تارهای سفیددراز
( اسم ) ۱- مصغر پشم . ۲- نوعی شیرینی که از شکر و روغن بو داده بشکل تارهای سفید دراز مانند پشم درست کنند .

دانشنامه عمومی

پشمک (فیلم). پشمک ( انگلیسی: Cotton Candy ) فیلمی به کارگردانی ران هاوارد است که در سال ۱۹۷۸ منتشر شد.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم