لغت نامه دهخدا پرنیاز. [ پ ُ ] ( ص مرکب ) سخت محتاج. بسیار نیازمند : شد از رنج و تنگی جهان پرنیازبرآمد بر این روزگاری دراز.فردوسی.
فرهنگ عمید بسیارنیازمند، محتاج: شد از رنج و تنگی جهان پرنیاز / برآمد براین روزگاری دراز (فردوسی: ۲/۴۱۲ ).
فرهنگستان زبان و ادب {fastidious} [زیست شناسی-میکرب شناسی] ریزاندامگانی که برای رشد به تغذیه یا محیط کشت پیچیده نیاز دارد