وجیه
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
۲. صاحب قدر و جاه.
۳. بزرگ قوم.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - صاحب جاه و قدر : (( ... صغیر و کبیر و رفیع و وضیع و خطیر و حقیر و مجهول و وجیه و خامل و نبیه همه را بوقت استغاثت در یک نظم و سلک منخرط دارد. ) ) ۲ - مهتر قوم رئیس . ۳ - مورد توجه مردم وجیه المله. ۴- با وجاهت زیبا خوشگل جمع : وجهائ .
فرهنگ اسم ها
معنی: نیکو روی، زیبا، دارای قدر و منزلت و محبوبیت نزد مردم، ( عربی )، خوشگل، وجیهه
ویکی واژه
وجهاء.
صاحب قدر و جاه.