هورخش
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
آفتاب درخشان، آفتاب عالمتاب، خورشیددرخشان
فرهنگ اسم ها
معنی: آفتاب عالم تاب، ( هو = خوب، رخش، رخشان ) روی هم به معنی «نیک روشن» که صفتی است برای آفتاب، ( هو = هور= آفتاب، رخ = رخشان ) روی هم به معنی «آفتاب درخشان» زیرا در ادبیات فارسی خورشید بارها با صفاتی به این مفهوم آمده است