هو کردن

لغت نامه دهخدا

هو کردن. [ هََ / هُو ک َ دَ ] ( مص مرکب ) با هیاهو و اشتلم و دروغ و نسبت های ناروا و گاه دسته جمعی ، کسی را بد جلوه دادن و مایه آبروریزی او را فراهم ساختن.

فرهنگ معین

(هُ. کَ دَ ) (مص م . ) مسخره کردن ، بی آبرو کردن .

فرهنگ فارسی

( صمدر ) گرم کردن اعضای بدن ( با پارچه یا چیز دیگر ) بوسیل. حرارت نفس رهاکردن .

دانشنامه عمومی

هو کردن یا هو کشیدن ( به انگلیسی: Booing ) کنشی است که در راستای نشان دادن نارضایتی برای کسی یا چیزی انجام می شود، نحوه انجام آن فریاد کشیدن"هوو!" و حفظ و ادامه دادن صدای "اوو" است. افراد همچنین ممکن است از سمبل های دستی مانند علامت شست رو به پایین نیز استفاده کنند. اگر تماشاگران از اجرا ناراضی باشند، ممکن است با پرتاب اشیا ( میوه ها و سبزیجات فاسد شده ) نیز مخالفتشان را ابراز دارند.
در پارلمان انگلستان، هو کردن به طور رسمی مجاز نیست. ارسکین می اظهار داشت: «اعضا نباید عضویی را که مشغول صحبت است را با شعار دادن، کف زدن، هو کردن یا دیگر اقدامات مشوش کرده یا حرفش را قطع کنند. » با این وجود، در طی سوال از نخست وزیر، تمسخر و شوخی تا حدی رایج است.

ویکی واژه

مسخره کردن، بی آبرو کردن.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم