نیک انجام

لغت نامه دهخدا

نیک انجام. [ اَ ] ( ص مرکب ) خوش عاقبت. عاقبت به خیر. نیکوسرانجام :
چون بخت نیک انجام را باما به کلی صلح شد
بگذار تا جان می دهد بدگوی بدفرجام را.سعدی.به دور عدل تو ای نیک نام نیک انجام
خدای راست بر آفاق نعمتی طایل.سعدی.

فرهنگ معین

(اَ ) (ص مر. ) خوش عاقبت .

فرهنگ عمید

کسی که آخر و عاقبت کارش خوب باشد، خوش عاقبت.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه پایان کارش خوب باشد : خوش عاقبت .

ویکی واژه

خوش عاقبت.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم