نرکه

لغت نامه دهخدا

نرکه. [ ن َ رَ ک َ / ک ِ ] ( اِ ) جرگه و حلقه زدن و صف کشیدن مردم و حیوانات دیگر باشد، گویند ترکی است. ( فرهنگ نظام از فرهنگ وصاف ). رجوع به نرگ و نرگه شود.
نرکه. [ ن َ رَ ک ِ ] ( اِخ )دهی است از دهستان املش بخش رودسر شهرستان لاهیجان ، در 10هزارگزی جنوب غربی رودسر و 3هزارگزی مشرق املش ،در جلگه معتدل هوای مرطوبی واقع است و 450 تن سکنه دارد. آبش از نهر حاجی آباد، محصولش برنج و چای ، شغل اهالی زراعت است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).

فرهنگ معین

(نَ کَ یا کِ ) [ تر. ] (اِ. ) حلقه زدن گروهی به جهت منع حیوانات شکاری از خروج از محوطه ای معین تا شکار شاه یا امیران آسان باشد، جرگه .

فرهنگ فارسی

(اسم ) حلقه زدن گروهی بجهت منع حیوانات شکاری ازخروج ازمحوطه ای معین تاشکارشاه یاامیران آسان باشدجرگه .
دهی از دهستان بخش رود سر شهرستان لاهیجان در ۱٠ هزار گزی جنوب غربی رودسر و ۳ هزار گزی مشرق املش در جلگه معتدل هوای مرطوبی واقع است .

دانشنامه عمومی

نرکه ( به سوئدی: Närke ) یکی از استان های سوئد است که در مرکز این کشور قرار دارد. استان های سودرمانلاند، وستمانلاند، ورملاند، وسترگوتلاند و اوسترگوتلاند با این استان مرز مشترک دارند. مساحت این استان در حدود ۴. ۱۰۰ کیلومتر مربع است و ۱۸۷. ۰۰۰ نفر جمعیت دارد.

ویکی واژه

حلقه زدن گروهی به جهت منع حیوانات شکاری از خروج از محوطه‌ای معین تا شکار شاه یا امیران آسان باشد، جرگه.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم