مونت

لغت نامه دهخدا

مؤنت. [ م َ ئون َ ] ( ع اِ ) مؤونت. مؤونة. رجوع به مؤونت شود.
مؤنة. [ م َ ئو ن َ ] ( ع اِ ) مؤونة. بار و گرانی نفقه عیال و کفالت عیال و قوت روزانه. ج ، مؤن. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به مؤونة و مؤنه شود. || رنج. زحمت. سعی. ج ، مؤن. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

موونت . موونه .

دانشنامه عمومی

مونت (اسطوره). مونت در دوران مصر باستان، به عنوان شاهین جنگ شناخته می شده است. این خدا به عنوان نگهبان فرعون در جنگ ها شرکت می کرده است. مونت را در جلوه های رع به عنوان روح زندهٔ رع نام گذاشته بودند
او به شکل یک گاو نیز به تصویر کشیده می شده است. مونت در شکل گاو با در دست داشتن یک تیروکمان، چاقو و کادر به تجسم گاو نر بوخیس بود.
در مجسمه ای رامسس دوم با دست داشن زره و نیزه و تاج مونت مقایسه شده است.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم