مقتصد
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
۲. [قدیمی] میانه رو.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - مرد میانه رو که نه اسراف در خرج کند و نه بر عیال خود تنگ گیرد . ۲ - صرفه جو جمع : مقتصدین .
دانشنامه اسلامی
ریشه کلمه:
قصد (۶ بار)
«مُقْتَصِد» از مادّه «إِقتصاد ـ قَصْد» به معنای میانه رو می باشد.