مشروع

لغت نامه دهخدا

مشروع. [ م َ ] ( ع ص ) آغازکرده شده. ( ناظم الاطباء ). || روا و جایز و مطابق شرع ، موافق شرع. ( ناظم الاطباء ). راست و درست و آنچه شرع روا دارد. ( از اقرب الموارد ). ما اظهره الشرع من غیر ندب و لا ایجاب. ( تعریفات ). آنچه که بر طبق احکام شرع مجاز باشد. قانونی ، مقابل ممنوع و نامشروع : متابعت هوا سنت متبوع و ضایع گردانیدن احکام خرد طریق مشروع. ( کلیله و دمنه چ مینوی ص 56 ). || ( اِ ) یک قسم پارچه آمیخته از ابریشم و پنبه که نمازگزاردن با آن روا و جایز است. ( از ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(مَ ) [ ع . ] (اِمف . ) جایز، روا، سازگار یا مطابق با شرع ، شرعی .

فرهنگ عمید

آنچه مطابق شرع باشد و شرع آن را روا و جایز بداند.

فرهنگ فارسی

آنچه مطابق شرع باشدوشرع آنرا رواوجایزبداند
( اسم ) آنچه موافق شرع باشد چیزی که طبق شرع جایز باشد .

فرهنگستان زبان و ادب

{legitimate} [جامعه شناسی، علوم سیاسی و روابط بین الملل] آنچه از مشروعیت برخوردار باشد

ویکی واژه

legittimo
جایز، روا، سازگار یا مطابق با شرع، شرعی.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم