قوانین

لغت نامه دهخدا

قوانین. [ ق َ ] ( ع اِ ) ج ِ قانون. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ) :
نندیشم از ملوک و سلاطینش
دیگر کنم رسوم و قوانینم.ناصرخسرو.رجوع به قانون شود.

فرهنگ معین

(قَ ) [ ع . ] (اِ. ) جِ قانون .

فرهنگ عمید

= قانون۱

فرهنگ فارسی

جمع قانون
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم