فدراسیون
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
۲. اتحادیه ای از سندیکاهای کارگری.
۳. (سیاسی ) اتحادیه ای از چند ایالت که به صورت یک کشور اداره می شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - اتحاد چند کشور و حکومت مستقل یا چند استان ( ایالت ) که در امور داخلی خود استقلال دارند و جمعا به صورت دولتی متحد در آیند ۲ - سازمانی ورزشی که اداره کننده یک رشته ورزش است : فدراسیون فوتبال فدراسیون کشتی .
دانشنامه آزاد فارسی
واحدی سیاسی متشکل از چند واحد یا دولت کوچک تر، با اختیار تصمیم گیری در زمینۀ موضوعاتی ملی از قبیل سیاست خارجی و دفاع با حکومت مرکزی. در فدراسیون دولت ها خودمختاری منطقه ای و محلی خود را تا حد زیادی حفظ می کنند. میان فدراسیون و کنفدراسیون، که اتحادیۀ سست تری از دولت ها برای یاری متقابل است، باید فرق گذاشت. برخی از نمونه های معاصر دولت های فدرال که از ۱۷۵۰ به این سو تشکیل شده اند، عبارت اند از ایالات متحده امریکا، کانادا، استرالیا، هندوستان، جمهوری فدرال آلمان، مالزی و میکرونزی.
ویکی واژه
سازمان یا انجمنی که برای اداره یک رشته ورزشی تشکیل میشود.
اتحادیهای مرکب از چند کشور یا استان. فدرال.