لغت نامه دهخدا
گر کسی غسلین خورده ست به مستی در
تو که هشیاری برخیز مخور غسلین.ناصرخسرو.نزدیک جاهلان عسل النحلم
و اندر گلوی جاهل غسلینم.ناصرخسرو.باده کین ورا هر که بنوشد عجب است
گر عسل باشد ایامش غسلین نکند.سوزنی.|| درختی است در دوزخ. ( منتهی الارب ). درختی است که خورش اهل دوزخ باشد.( تفسیر ابوالفتوح رازی چ 2 ج 10 ص 118 ). || ( ص ) نیک گرم. ( منتهی الارب ). الشدیدالحر. ( اقرب الموارد ).