لغت نامه دهخدا
سرم را سرسری متراش ای استاد سلمانی
که ما هم در دیار خود سری داریم و سامانی.؟|| حق و دستمزدی که به سلمانی دهند. ( فرهنگ فارسی معین ).
سلمانی. [ س َ ] ( اِخ ) دهی است سه فرسخ و نیم جنوبی رامهرمز. ( فارسنامه ناصری ).
سلمانی. [ س َ ] ( اِخ ) چهار فرسخ میانه جنوب و مغرب فلاحی. ( فارسنامه ناصری ).