( سرآسیمگی ) سرآسیمگی. [ س َ م َ / م ِ ] ( حامص ) حالت سرآسیمه : از سرآسیمگی نمی بینند کام آشفته اژدهای دمان.مسعودسعد.سرآسیمگی در منش تاخته ز رخت خرد خانه پرداخته.نظامی.رجوع به سرآسیمه شود.
فرهنگ معین
(سَ مَ یا مِ ) (حامص . ) آشفتگی ، پریشانی .
فرهنگ عمید
سراسیمه بودن، آشفتگی و سرگردانی.
فرهنگ فارسی
سراسیمه بودن آشفتگی سرگردانی حیرت . یا با سراسیمگی . با عجله بشتاب. ( سر آسیمگی ) حالت سر آسیمه
فرهنگستان زبان و ادب
{agitation} [روان شناسی] اضطراب شدید همراه با بی قراری حرکتی