لغت نامه دهخدا
چون کودکان ز دایه و مامک ز بخت خوش
دیدی نشان دایگی و مهر مامکی.سوزنی.فلک بدایگی دین او درین مرکز
زنیست بر سر گهواره ای بمانده دوتا.خاقانی.در کودکی محتاج دایگی حلیمه و بعد از آن محتاج نفقه عم ابوطالب و بعد از آن محتاج مزدوری و سفر شام و یمن و بعد از آن غلیان شوق حق و دیدار جبرئیل. ( قصص الانبیاء ص 244 ).