لغت نامه دهخدا
( آب راه ) آب راه. ( اِ مرکب ) رهگذر آب.مجرای آب. نهر. جوی. آب راهه. راه آب. آوره. فرخور.
( آب راه ) آب راه. ( اِ مرکب ) رهگذر آب.مجرای آب. نهر. جوی. آب راهه. راه آب. آوره. فرخور.
( آبراه ) ( اسم ) راهگذر آب مجرای آب گذرگاه آب راه آب .
( آب راه ) نهر راه آب
آبراه. رجوع شود به:کانال
ابراه
گذرگاه آب، سیل.