احتراس
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
۲. (ادبی ) در بدیع، نوعی اطناب که در آن گوینده کسی یا جمعی را از حرف خود مستثنا کند، یا برای رفع اعتراض عبارتی بیاورد، مثلاً هنگام بیان بیماری بگوید: «دور از جان شما».
۳. نگهبانی، حراست.
فرهنگ فارسی
خود را پاس داشتن
دانشنامه آزاد فارسی
(در لغت به معنی خویشتن را نگه داشتن) در اصطلاح بدیع، آوردن لفظی برای رفع ابهام احتمالی: به روز رزم گریزم، نه از هراس عدو/به گاه بزم دهم سیم و زر، نه بهر هوای
دانشنامه اسلامی
«احتراس» یکی از اسلوب های بدیعی قرآن است که به آن « تکمیل » نیز می گویند؛ یعنی متکلم معنایی را بیاورد که از آن خلاف مقصود تصور شود؛ سپس کلامی بیاورد که آن توهم را از بین ببرد.
مثال
مانند:۱. (اذلة علی المؤمنین اعزة علی الکافرین)؛ "با مؤمنان فروتن (و) بر کافران سرفرازند". در این آیه، اگر خداوند به صفت «اذلة علی المؤمنین» اکتفا می کرد، توهم ضعف آن گروه می شد؛ ولی با بیان صفت «اعزة علی الکافرین» این توهم برداشته شد.۲. (اشداء علی الکفار رحماء بینهم)؛ " بر کافران سختگیر (و) با همدیگر مهربانند". در این آیه، اگر به صفت «اشداء» اکتفا می شد، این توهم پیش می آمد که یاران پیامبر صلی الله علیه و آله وسلّم غلاظ و شداد بوده، با یکدیگر نیز مهربان نیستند؛ ولی با آوردن صفت «رحماء بینهم» این توهم دفع شد.