بدیهیات
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
دانشنامه اسلامی
بدیهه در لغت به معنای آغاز به کاری ، نخستین هر چیزی ، آنچه به ناگاه و اول بار برآید، و نیز آشکار آمده است . برخی بدیهه را اصلاً به معنای ارتجال در کلام دانسته ، و بعضی میان ارتجال و بدیهه تفاوت نهاده اند.
معنای اصطلاحی
بدیهی در اصطلاح منطق صوری به مفهومی گویند که حصول آن متوقف بر کسب و نظر نباشد؛ اما ممکن است که نیازمند چیزی دیگر مانند حدس و تجربه باشد؛ و در این معنی مرادف ِ «ضروری »، در برابر «نظری » است . گاه مراد از بدیهی مفهومی است که اصلاً محتاج توجه عقلی به چیزی نیست و در این معنی اخص از «ضروری » است . بدیهیات به طور کلی از مباحث منطق در باب علم و انواع آن ، قیاسات ، صناعات پنجگانه ، و نخستین مرحله حرکت فکر به سوی مبادی و از مبادی به مرادات و مطلوبات به شمار می روند. تصورات و تصدیقات بدیهی خود به تصورات و تصدیقات اولیه و غیراولیه تقسیم می گردند.
تصدیقات بدیهی
تصدیقات بدیهی عبارتند از قضایای ضروری ششگانه ، یعنی اولیات ، مشاهدات ، وجدانیات ، فطریات ، تجربیات و متواترات . در قیاس های برهانی که باید از مقدمات یقینی تشکیل شوند، هر مقدمه ای یا خود از انواع این قضایای بدیهی است ، یا قضیه ای است که از اینگونه قضایا استنتاج شده است .
دیدگاه ابن سینا در باب علم
...
ویکی واژه
امور بدیهی، چیزهای کاملاً آشکار و واتوضیح
وقایع غیرمنتظره.