الصاق

لغت نامه دهخدا

الصاق. [ اِ ] ( ع مص ) به چیزی چسبیدن و چسبانیدن. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). چسبانیدن. ( منتهی الارب ). بچیزی وادوسانیدن. ( مصادر زوزنی ). بچیزی بادسانیدن. ( تاج المصادر بیهقی ).دوسانیدن. چفسانیدن. اِلزاق. اِلساق : الصاق تمبر. || پی کردن شتر. عقر. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ معین

( اِ ) [ ع . ] (مص م . ) چسبانیدن .

فرهنگ عمید

چسباندن.

فرهنگ فارسی

چسباندن، چسبانیدن
( مصدر ) چسبانیدن چسپانیدن دو سانیدن.

دانشنامه آزاد فارسی

الصاق (attachment)
فایل ضمیمه به پیغام های پست الکترونیکی. این فایل دقیقاً کپی فایل اصلی است که در رایانه فرستنده قرار دارد. این فایل می تواند یک سند، یک برنامه اجرایی و یا یک فایل فشرده شده باشد که از چندین قسمت تشکیل شده است.

ویکی واژه

چسباندن.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم