اوساط. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ وَسَط. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). - اوساط ناس ؛ مردمان عادی ، نه بزرگ نه خرد. طبقه متوسط: چنانکه ملوک را از آن فواید تواند بود اوساط مردمان را هم منافع حاصل تواند شد. ( کلیله و دمنه ).
فرهنگ معین
(اُ یا اَ ) [ ع . ] (اِ. ) جِ وسط ، میان ها، میانه ها.