امیال. [ اَم ْ ] ( ع اِ ) ج ِ میل ( مقیاس ). ( از آنندراج ) ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به میل شود. || در فارسی گاه جمع مَیْل آید. خواهشها. کامها. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به میل شود.
فرهنگ معین
( اَ ) [ ع . ] (اِ. ) جِ میل ، خواهش ها، کام ها.
فرهنگ عمید
= مِیل
فرهنگ فارسی
جمع میل ( اسم ) ۱ - جمع میل ۲ - در فارسی گاه جمع میل آید خواهشها کامها .