امیال

لغت نامه دهخدا

امیال. [ اَم ْ ] ( ع اِ ) ج ِ میل ( مقیاس ). ( از آنندراج ) ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به میل شود. || در فارسی گاه جمع مَیْل آید. خواهشها. کامها. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به میل شود.

فرهنگ معین

( اَ ) [ ع . ] (اِ. ) جِ میل ، خواهش ها، کام ها.

فرهنگ عمید

= مِیل

فرهنگ فارسی

جمع میل
( اسم ) ۱ - جمع میل ۲ - در فارسی گاه جمع میل آید خواهشها کامها .

ویکی واژه

جِ میل ؛ خواهش‌ها، کام‌ها.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم