ارادی

لغت نامه دهخدا

ارادی. [ اِ ] ( از ع ، ص نسبی ) منسوب به اراده. طوعی. اختیاری. به میل. عن قصد. به عمد: گوش آدمی را حرکت ارادی نباشد. تنفس حیوان ارادی نیست.

فرهنگ عمید

از روی میل و قصد، اختیاری، آگاهانه: رفتار ارادی.

فرهنگ فارسی

( صفت ) منسوب به اراده وابسته به اراده از روی اراده کاری که از روی قصد و عزم صورت گیرد . یا حرکت ارادی . یا فعل ارادی . فعلی است که پس از تائ مل برای غرضی معین و معلوم به اختیار از شخص صادر میشود .
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم