لغت نامه دهخدا
وقت بازی کودکان رازاختلال
می نماید آن خزفها زرّ و مال.مولوی.- اختلال بصر ؛ عدم انتظام قوه بینائی.
- اختلال حواس ؛ پراکندگی و پریشانی حواس.
- اختلال دماغ ؛ پریشانی حواس. عدم انتظام اعمال مغز.
- اختلال دماغ داشتن ؛ پریشانی و اختلال حواس داشتن. رجوع به خَبْط شود.
- اختلال عقل ؛ عدم انتظام اعمال مغز. دیوانگی.