شاشو. ( اِ ) گیاهی است که تخمش بکار برند دوا را. ( شرفنامه منیری ). نام گیاهی است که تخم آن را دردواها بکار برند. ( فرهنگ جهانگیری ) ( برهان ). گیاهی است که تخمش دواست. ( فرهنگ رشیدی ). شاشو. ( ص نسبی ) آن که بسیار شاشد در خواب. شخصی را گویند که پیوسته بخود شاشد. ( برهان ). درعرف عوام کودکی را که در خواب شاشد گویند.( انجمن آرای ناصری ). کسی خاصه کودکی که بسیار بشاشدو خود را تر کند و خودداری نتواند کردن. بُوَلَه.
فرهنگ معین
(ص فا. ) ۱ - آن که عادت به شاشیدن در بستر یا شلوار خود دارد. ۲ - (کن . ) تنبل ، ترسو.
فرهنگ عمید
۱. ویژگی کودکی که بی اختیار بشاشد و لباس خود را تر کند. ۲. [مجاز] کثیف.
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنکه غالبا و بی اختیار بشاشد . گیاهی است که تخمش بکار برند دوا را نام گیاهی است که تخم در دوا ها بکار برند
ویکی واژه
آن که عادت به شاشیدن در بستر یا شلوار خود دارد. تنبل، ترسو.