ذرعی

لغت نامه دهخدا

ذرعی. [ ذَ ] ( ص نسبی ) منسوب بذَرع. مال ذرعی ، جامه. پارچه. قماش. نسیج. منسوج.

فرهنگ فارسی

منسوب بذرع . جامه . پارچه .
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم