دهاء

لغت نامه دهخدا

دهاء. [ دَ ] ( ع مص ) زیرک گردیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). داهی شدن. ( تاج المصادر بیهقی ). زیرک شدن. ( یادداشت مؤلف ). || ( اِمص ) زیرکی و کاردانی. دهی. جودت رای. تیزی ذهن و جودت فهم. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). و رجوع به دها شود.

فرهنگ معین

(دَ ) [ ع . ] (اِمص . ) زیرکی ، هوشمندی .

ویکی واژه

زیرکی، هوشمندی.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم