خوشمزه. [ خوَش ْ / خُش ْ م َ زَ / زِ ] ( ص مرکب ) عذب. گوارا. لذیذ. ( یادداشت مؤلف ) : ای خردمند گمان بر که جهان خوب درختی است که بر او اهل خرد خوشمزه و بوی ثمارند.ناصرخسرو.در میان میوه های خوشمزه شاه انگور و وزیرش خربزه.؟|| آنکه سخن های نیک و خوش آیند گوید. ظریف. بذله گو. شوخ.
فرهنگ معین
( ~. مَ زِ ) (ص مر. ) آن چه که دارای طعم و مزة نیک باشد.
فرهنگ عمید
ویژگی هرچیزی که طعم و مزۀ خوب داشته باشد و به ذائقه خوش بیاید.
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنچه که دارای طعم و مز. نیک باشد . عذب گوارا