خوش مزه

لغت نامه دهخدا

خوشمزه. [ خوَش ْ / خُش ْ م َ زَ / زِ ] ( ص مرکب ) عذب. گوارا. لذیذ. ( یادداشت مؤلف ) :
ای خردمند گمان بر که جهان خوب درختی است
که بر او اهل خرد خوشمزه و بوی ثمارند.ناصرخسرو.در میان میوه های خوشمزه
شاه انگور و وزیرش خربزه.؟|| آنکه سخن های نیک و خوش آیند گوید. ظریف. بذله گو. شوخ.

فرهنگ معین

( ~. مَ زِ ) (ص مر. ) آن چه که دارای طعم و مزة نیک باشد.

فرهنگ عمید

ویژگی هرچیزی که طعم و مزۀ خوب داشته باشد و به ذائقه خوش بیاید.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنچه که دارای طعم و مز. نیک باشد .
عذب گوارا

ویکی واژه

آن چه که دارای طعم و مزة نیک باشد.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم