لغت نامه دهخدا جر خوردن. [ ج ِ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) دریدن با آوازی ، چنانکه کاغذ و پارچه آهاردار وجز آن. ( یادداشت مؤلف ). جریدن. ( یادداشت مؤلف ). || بدرازا پاره شدن. ( یادداشت مؤلف ). دریدن کاغذ و پارچه با دست بطوری که آواز از آن برآید.