توجه کردن. [ ت َ وَج ْ ج ُه ْ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) توجه نمودن. دقت کردن. روی کردن به چیزی. مراقبت کردن. || نظر مرحمت بکسی داشتن. ملاطفت و مهربانی کردن بکسی. ابراز علاقه کردن بکسی. رجوع به توجه و دیگر ترکیبهای آن شود.
فرهنگ فارسی
ملاطفت کردن نوازش نمودن یا روی نهادن به ٠ ٠ ٠ روی کردن به ٠ ٠ ٠ روی به سوی چیزی یا کسی کردن ٠