بدقیافه

فرهنگ عمید

۱. بدشکل.
۲. بدهیکل، بداندام.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه دارای قیافه ای زشت باشد بد صورت بد گل کریه المنظر.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم