بانگ و فریاد کردن
فریاد کشیدن، بلند صدا زدن، یا با صدای شدید ندا دادن. این فعل برای بیانِ شدتِ صدا و ندا به کار میرود.
مترادفها
فریاد زدن، داد زدن، نعره کشیدن
متضادها
نجوا کردن، پچپچ کردن، سکوت کردن
جمله سازی با بانگ و فریاد کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 جمعیت که در میدان شهر تجمع کرده بودند، با بانگ و فریاد کردن، خواستار تغییرات اساسی در قوانین و سیاستهای اقتصادی دولت خود بودند.
💡 وقتی حادثه آتشسوزی در ساختمان بلندمرتبه رخ داد، صدای بانگ و فریاد کردن ساکنان از طبقات بالا، تمام محله را در بر گرفته بود.
💡 در میان هیاهوی بازار، آن فروشنده سعی داشت با بانگ و فریاد کردن، مشتریان بیشتری را به سمت غرفه خود برای خرید کالاهای تازه بکشاند.