اجبار و الزام
ناگزیر کردن، واداشتن یا ضروری ساختن انجام کاری. در این ترکیب، «اجبار» بیشتر به زور و تحمیل اشاره دارد و «الزام» به ضرورت و موظف بودن.
مترادفها
ناچاری، ضرورت، تنگنا
متضادها
اختیار / آزادی
جمله سازی با اجبار و الزام
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در محیطهای کاری حرفهای، رعایت قوانین و مقررات شرکت یک نوع اجبار و الزام برای تمامی کارکنان است تا نظم و انضباط حفظ شود.
💡 او تحت هیچ نوع اجبار و الزام خارجی، تصمیم خود را برای ترک تحصیل و شروع یک فعالیت هنری جدید در زندگیاش تغییر نداد.
💡 قانون برای حفظ امنیت جامعه، مجموعهای از قواعد را به عنوان اجبار و الزام وضع کرده است که رعایت آنها برای همه شهروندان ضروری است.