عضو شدن
پیوستن به یک گروه، جمع، سازمان یا مجموعه و وارد شدن به آن به عنوان یکی از اعضا. این عبارت یک فعل یا فرایند است، نه نام یک عضو.
مترادفها
پیوستن، ملحق شدن
متضادها
کنارهگیری، جدایی، ترک کردن
جمله سازی با عضو شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او تصمیم گرفت برای گسترش دانش و تجربه خود، در یک انجمن علمی بینالمللی معتبر و شناخته شده در سطح جهانی عضو شود.
💡 پس از طی کردن تمام مراحل سخت آزمونهای ورودی، بالاخره او موفق شد به تیم اصلی و بسیار قدرتمند آن شرکت بزرگ عضو شود.
💡 بسیاری از دانشجویان مشتاق هستند تا با شرکت در پروژههای تحقیقاتی، در گروههای علمی دانشگاه برای یادگیری مهارتهای جدید عضو شوند.