کخچ
لغت نامه دهخدا
کخچ. [ ک ُ ] ( اِ )کخج. ( از برهان ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به کخج شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) کخج: [ دست و پای و روی خوبان پر کلخچ روی پیران ( ریش بیرون ) زود از بس دود کخچ ].
کخچ. [ ک ُ ] ( اِ )کخج. ( از برهان ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به کخج شود.
( اسم ) کخج: [ دست و پای و روی خوبان پر کلخچ روی پیران ( ریش بیرون ) زود از بس دود کخچ ].