لغت نامه دهخدا
پینکی رفتن. [ ن َ رَت َ ] ( مص مرکب ) افتادن سر خفته ای پی درپی چون نشسته یا ایستاده بخواب شده باشد. چرت زدن. تهویم. خفوق.
پینکی رفتن. [ ن َ رَت َ ] ( مص مرکب ) افتادن سر خفته ای پی درپی چون نشسته یا ایستاده بخواب شده باشد. چرت زدن. تهویم. خفوق.
( مصدر ) چرت زدن پینکی زدن.