لغت نامه دهخدا
مستحمل. [ م ُ ت َ م ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استحمال. شهر مستحمل؛ ماهی که مردم را در مشقت دارد تا پایان یابد. ( اقرب الموارد ). ماه دارنده مردم در مشقت. ( منتهی الارب ). رجوع به استحمال شود.
مستحمل. [ م ُ ت َ م ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استحمال. شهر مستحمل؛ ماهی که مردم را در مشقت دارد تا پایان یابد. ( اقرب الموارد ). ماه دارنده مردم در مشقت. ( منتهی الارب ). رجوع به استحمال شود.