لغت نامه دهخدا
حجر دیماطی. [ ح َ ج َ رِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) حمداﷲ مستوفی در نزهةالقلوب گوید: سنگی است سیاه مثل لحام ( ؟ ) در دریا میباشد سوخته و با زیبق سحق کرده بر طلا نهند و بر آتش عرض کنند آبی رجراج شود.
حجر دیماطی. [ ح َ ج َ رِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) حمداﷲ مستوفی در نزهةالقلوب گوید: سنگی است سیاه مثل لحام ( ؟ ) در دریا میباشد سوخته و با زیبق سحق کرده بر طلا نهند و بر آتش عرض کنند آبی رجراج شود.