لغت نامه دهخدا
گپان. [ گ َپ ْ پا ] ( اِ ) ترازوی بزرگ. کپان. قپان:
بصد مرد گپانی افراختند
در او سنگ و همسنگش انداختند.نظامی.رجوع به قپان شود.
گپان. [ گ َپ ْ پا ] ( اِ ) ترازوی بزرگ. کپان. قپان:
بصد مرد گپانی افراختند
در او سنگ و همسنگش انداختند.نظامی.رجوع به قپان شود.