کلوخگی

مترادف‌ها

گل‌آلودگی، کلوخ شدن

متضادها

هوشمندی، ذکاوت، زیرکی

فرهنگستان زبان و ادب

{agglomeration} [شیمی، مهندسی بسپار، مهندسی مواد و متالورژی] [شیمی، مهندسی بسپار] تجمع ذرات یا قطرات یا حباب ها در یک پراکنه [مهندسی مواد و متالورژی] به هم چسبیدگی دانه های ریز که سبب می شود به شکل دانه های درشت تر ظاهر شوند

ویکی واژه

[شیمی، مهندسی بسپار] تجمع ذرات یا قطرات یا حباب‌ها در یک پراکنه

جمله سازی با کلوخگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 کلوخگی بیش از حد خاک در این منطقه باعث شده است که دستگاه‌های کشاورزی مدرن نیز در شخم زدن زمین‌های خشک با مشکل مواجه شوند.

💡 یکی از مشکلات اصلی در کاشت بذر، کلوخگی سطح زمین است که می‌تواند مانع از رشد یکدست و صحیح گیاهان در فصل رشد شود.

💡 کارشناسان کشاورزی توصیه می‌کنند که برای کاهش کلوخگی، از روش‌های مختلف آماده‌سازی خاک قبل از کاشت استفاده شود تا کیفیت محصول افزایش یابد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران