کلمه «نامعموری» به معنای معمور و آباد نبودن است. این واژه برای توصیف مکانی به کار میرود که ویران، خراب یا بایر و متروک باشد. نامعموری نشاندهنده نبود نظم، آبادانی و زندگی در یک منطقه است و معمولاً با خرابی و ترکشدگی همراه است. در متون ادبی و تاریخی، این کلمه برای توصیف شهرها، روستاها یا زمینهای متروک و خالی از سکنه استفاده شده است. به عبارت دیگر، نامعموری بر خالی بودن، بیآبی و عدم استفاده از مکان دلالت دارد. این واژه بار معنایی منفی دارد و معمولاً به عدم آبادانی و نابسامانی اشاره میکند. در متون دینی نیز گاهی برای بیان عواقب ناپایداری و خرابی زمین به کار رفته است. نامعموری میتواند به حال طبیعی یا انسانی یک مکان و وضعیت اجتماعی آن مربوط شود. بنابراین، این واژه یعنی وضعیتی که آباد نیست، خراب و متروک است و زندگی یا نظم در آن جریان ندارد.
نامعموری
لغت نامه دهخدا
نامعموری. [ م َ ] ( حامص مرکب ) معمور و آبادنبودن. ویرانی. خرابی. خراب و بایر و متروک بودن.